فرانک کانر، سرباز جنگ داخلی که به شکارچی فضل تبدیل شده است، تسخیر شده توسط وحشت های دوران جنگ، زمان خود را پس از جنگ صرف پرداختن به دو چیز می کند: ویسکی و فراری ها.
یک کارشناس سخت کوش پزشکی قانونی و دستیارش که در سردخانه کار می کنند، ناگهان با مزاحمان نقابدار مواجه می شوند که خواستار دسترسی به جسدی هستند که در یک جنایت اخیر دست داشته است.
سرباز مارشال بنت پس از جراحات ناشی از یک بمب دست ساز در خارج از کشور به خانه باز می گردد. وقتی متوجه می شود که پدرش از پرداخت وام مسکن خود عقب مانده است، مارشال برای نجات خانواده به مسابقات رقابتی روی می آورد...
یک بیمارستان کهنه سربازان توسط تروریست ها گرفته می شود در حالی که جیسون، کهنه سربازی با PTSD، در حال کوچک شدن است. دختر، همسرش، یک ژنرال از ستاد مشترک و دیگران آنجا هستند. جیسون تنها امید آنهاست.
پس از مرگ نابهنگام مادرش، نوجوانی با همسایه همسایه کاریزماتیک اما مشکل دار خود دوست می شود و درگیر دنیایی از اعتیاد و خشونت می شود، درست زمانی که اپیدمی مواد افیونی شهر کوچک آنها را فرا می گیرد.
سارا یک یهودی لهستانی 13 ساله است که پناه میبرد و توسط یک کشاورز و همسرش او را میگیرند. او به زودی به رازهای تاریک ازدواج کارفرمایانش پی می برد و بزرگترین رازی را که باید برای محافظت از آن تلاش کند، یعنی ایده واقعی او، ترکیب می کند...