یک نقشهبردار انگلیسی قرن هجدهم، جاناتان گرین، سفری را برای نقشهبرداری از سرزمینهای ناشناخته ترانسیلوانیا آغاز میکند تا اسرار تاریک و موجودات خطرناک پنهان شده در یک جنگل فانتزی و نفرینشده رومانی را کشف کند.
در سال 1997، پسر جوانی به همراه پدربزرگش برای شکار در اعماق جنگل به یک راه پله مرموز برخورد کرد. ناپدید شدن بعدی، مردم محلی را در مورد سرنوشت این جفت سرگردان گیج می کند.
بعد از اینکه ملیسا و خانواده اش در برابر طوفان به دنبال سرپناهی می گردند، به دام می افتند. بدون هیچ نشانه ای از نجات، ملیسا متوجه می شود که او و دوست دخترش امی ممکن است با وحشت هایی که خانواده او را تهدید می کند ارتباط داشته باشند.
یک بازمانده آخرالزمان از مستعمره سرپیچی می کند تا برای یک معشوق سابق بیمار کمک بگیرد و با دنیای بیرونی از انسان های ناامید و زامبی های درنده روبرو می شود در حالی که مجبور می شود با گذشته ای که او را آزار می دهد روبرو شود.
مایا که در یک شهر کوچک و بدون هیچ راهی گیر افتاده است، باید یک بار دیگر با یک شب ترسناک با حسن نیت سه قاتل مرگبار روبرو شود که باید به داد و بیدادشان پایان دهد.
زمانی که یک قاتل نقابدار چندین اردوگاه را در یک شهر کوچک سلاخی میکند، یک کلانتر و یک معاون قاتل را به یک غذاخوری محلی میروند، جایی که با استفاده از مهارتهای تحقیقی خود، باید کشف کنند که کدام شخص در غذاخوری قاتل واقعی است.
یک دانشجو رویاها و آرزوهای معمولی دارد. معلوم میشود که این یک رویا است و بنابراین او گوشت و خون خود را میکشد. روسای رسانه های معمولی به دنبال پاسخ برای فروش نسخه هستند. یک روانشناس در حال نوشتن کتابی برای ...