داستان فیلم در کاتر می سی سی پی می گذرد و داستان مردی را دنبال می کند که به حقیقت تاریک در مورد همسایه خود و رازهایی که ممکن است در انبار نگهداری می کند پی می برد.
هلنا از زمان تولد 20 سال پیش در یک سفینه فضایی زندگی می کرد. او اولین انسان خود را در کنار پدر و مادر مرده اش ملاقات می کند، زمانی که الکس منبع اکسیژن را تعمیر می کند. چیزها آنطور که به نظر می رسند نیستند.
روسیه، دهه 1820: اونگین املاک روستایی عمویش را به ارث می برد و از سنت پترزبورگ به آنجا نقل مکان می کند. او با همسایه خود لنسکی دوست می شود و از طریق او با تاتیانا آشنا می شود. او عاشق اونگین می شود اما او فقط دوستی می خواهد.
یک ستاره سابق کوهنوردی کالج از نظر مالی مشکل دارد. در جشن تولد مادرش در محل کار دوست داشتنی اش، او باید از مهارت های کوهنوردی خود در هنگام گاز سمی در سئول استفاده کند.
یک هفته قبل از کریسمس، کیون در دنیایی از خواب بیدار می شود که در آن تیپ SOS وجود ندارد. میکورو و یوکی او را نمی شناسند و به نظر می رسد هاروهی و ایتسوکی ناپدید شده اند.
لارگو وینچ، مدیرعامل جدید گروه دبلیو، درست در روزی که اعلام کرد قصد دارد شرکت خود را بفروشد و از عواید آن برای ایجاد یک بنیاد بشردوستانه استفاده کند، به جنایت علیه بشریت متهم می شود.