دختری 16 ساله از اردوگاه به خانه برمی گردد و متوجه می شود که مادرش دوست پسر جدیدی دارد، دوست پسری که او قصد دارد با او ازدواج کند. مردی که جذابیت، هوش و زیبایی اش باعث می شود که انگار اصلا انسان نیست.
زنی از جنگ برمی گردد و با خانواده ای در نیویورک دوست می شود. گروهی از دزدها برای گرفتن اشیای با ارزش خانواده نقشه می کشند و او تنها چیزی است که بین آنها و زندگی آنها قرار دارد.
زن و شوهری بعد از اینکه همسرشان با کابوسهای شبانه مشکل پیدا میکند، به یک آپارتمان منزوی، مدرن و امن با دوربین مداربسته نقل مکان میکنند. با این حال، چیزی در ساختمان درست نیست.