در سال 1944 در اسپانیای فرانکویست، یک دختر جوان تخیلی با جانوری آشنا میشود که به او میگوید یک شاهزاده خانم است و باید شایستگی خود را با انجام سه کار خطرناک ثابت کند.
ویل ترنر، الیزابت سوان، هکتور باربوسا و خدمه مروارید سیاه سعی می کنند جک را از قفسه دیوی جونز نجات دهند و برای مبارزه با لرد کاتلر بکت، که کنترل دیوی جونز و هلندی پرنده را بر عهده دارد، آماده می شوند.
هنگامی که یک خلبان سقوط می کند و از درگیری در دنیای بیرون می گوید، دایانا، یک جنگجوی آمازونیایی در حال آموزش، خانه را ترک می کند تا در یک جنگ شرکت کند و قدرت کامل و سرنوشت واقعی خود را کشف کند.
هری پاتر، رون و هرمیون برای سومین سال تحصیل خود به مدرسه جادوگری و جادوگری هاگوارتز بازمیگردند، جایی که آنها به رمز و راز پیرامون زندانی فراری میپردازند که تهدیدی خطرناک برای جادوگر جوان است.
هری پاتر دومین سال خود را در هاگوارتز با رون و هرمیون زندگی می کند، زمانی که پیامی روی دیوار اعلام می کند که اتاق اسرار افسانه ای باز شده است. این سه نفر به زودی متوجه می شوند که برای نجات مدرسه، زمان زیادی لازم است...
یک سازمان مخفی دولتی تعدادی از خطرناک ترین ابرشرورهای زندانی را برای تشکیل یک گروه عملیاتی دفاعی استخدام می کند. اولین ماموریت آنها: نجات جهان از آخرالزمان.
زمانی که الفهای تاریک تلاش میکنند تا جهان را در تاریکی فرو ببرند، ثور باید سفری خطرناک و شخصی را آغاز کند که او را دوباره با دکتر جین فاستر متحد میکند.
ده سال پس از ملاقات اولیه، آناکین اسکای واکر یک عاشقانه ممنوعه را با پادمه آمیدالا به اشتراک می گذارد، در حالی که اوبی وان کنوبی یک ارتش شبیه سازی مخفی را کشف می کند که برای جدی ساخته شده است.
جک اسپارو برای بازیابی قلب دیوی جونز برای جلوگیری از بردگی روح او به خدمت جونز تلاش می کند، زیرا دوستان و دشمنان دیگر نیز به دنبال قلب برای برنامه خود هستند.