هنگامی که دوریس لانگ به عنوان عروس بعدی برای کنت مگنوس لی خون آشام انتخاب می شود، او یک شکارچی خون آشام مرموز را که فقط با نام D شناخته می شود استخدام می کند تا از سرنوشت نامناسب خود فرار کند.
استاد وودانگ ژانگ کویشان که در جزیره یخ و آتش شانگری لا به همراه خانواده اش به دور از اختلاف و خونریزی زندگی می کند، در کمین نشست و پسر جوانش ژانگ ووجی را یتیم کرد.
دو جدی از محاصره خصمانه فرار میکنند تا متحدانی پیدا کنند و با پسر جوانی روبرو میشوند که ممکن است تعادل را در نیرو ایجاد کند، اما سیثهایی که مدتها خوابیده بودند دوباره ظاهر میشوند تا شکوه سابق خود را به دست آورند.
اریک و شلی به طرز وحشیانه ای به قتل می رسند. اریک با دادن فرصتی برای نجات عشق زندگیاش، باید خود را قربانی کند و برای انتقام، دنیای زندهها و مردگان را طی کند.
هاجیمه، یک پستچی، پس از روز ولنتاین با فراموشی از خواب بیدار می شود. ریکا سرنخ هایی از خاطرات گمشده خود از آن روز دارد. او سعی می کند راز رویدادهای فراموش شده روز ولنتاین خود را در حالی که مسیرهای آنها متقابل است، حل کند.
شهر رم جدید با دوئل سزار کاتیلینا، هنرمندی درخشان به نفع آیندهای آرمانشهری، و شهردار حریص فرانکلین سیسرو روبرو میشود. بین آنها جولیا سیسرو قرار دارد که وفاداری او بین پدر و فرزندش تقسیم شده است...
یک جفت زن جوان که به طور مرموزی به هم مرتبط شده اند، زندگی روزمره خود را تحت تأثیر یک ملودرام عجیب و غریب بودوآر قرار می دهند که خود را در یک واقعیت موازی توهم بازی می کند.
ژوزف به ملاقات پدر در حال مرگش در یک آسایشگاه روانی دور افتاده می رود، جایی که به نظر می رسد زمان خود وجود ندارد و مرز بین رویاها و خاطرات غیر قابل تشخیص می شود.
ساکوتا به پایان سال دوم دبیرستان خود نزدیک می شود و مای دانش آموز سال سوم است. خواهر او، Kaede، هدف بلندپروازانه خود را برای حضور در دبیرستان برادرش اعلام می کند و ساکوتا آماده حمایت از او است.