وقتی یوکی با یک غریبه خوش تیپ آشنا می شود که به او در قطار کمک می کند، چه نوع رابطه ای شکوفا می شود؟ آیا این می تواند چیزی واقعی باشد؟ یا این احساسات با برف آب می شوند؟
زندگی سیون در دوازدهمین سالگرد تولدش وقتی به یک فراری به نام نظامی کمک می کند، زیر و رو می شود. چهار سال بعد، مسیرهای آنها دوباره با هم تلاقی میکنند، زیرا Sion رازهای تاریک پنهان در شهر آرمانشهر شماره 6 را آشکار میکند.
پسری انگشت طلسم شده یک غول را میبلعد و با اینکار خود او دچار این نفرین میشود. حالا او برای خلاصی از این نفرین وارد یک مدرسه میشود تا بتواند بقیه اعضای بدن غول را پیدا کند و طلسم را از روی خود بردارد.