وقتی یوکی با یک غریبه خوش تیپ آشنا می شود که به او در قطار کمک می کند، چه نوع رابطه ای شکوفا می شود؟ آیا این می تواند چیزی واقعی باشد؟ یا این احساسات با برف آب می شوند؟
زندگی سیون در دوازدهمین سالگرد تولدش وقتی به یک فراری به نام نظامی کمک می کند، زیر و رو می شود. چهار سال بعد، مسیرهای آنها دوباره با هم تلاقی میکنند، زیرا Sion رازهای تاریک پنهان در شهر آرمانشهر شماره 6 را آشکار میکند.
ریوئیچی نوجوان باید از برادر کوچکش کوتارو مراقبت کند. رئیس آکادمی به آنها پناه می دهد اگر ریوئیچی برای معلمانی که اکنون کمبود کارکنان دارند، از کودک نگهداری کند. ریوئیچی کوتارو و تعدادی کودک نوپا پویا را شعبده بازی می کند.
وقتی به واتارو یازده ساله گفته می شود که می تواند سرنوشت خود را با ورود به یک دروازه جادویی به دنیایی دیگر تغییر دهد، او از فرصت استفاده می کند. اما در تلاش برای یافتن برج ثروت و برآورده شدن هر آرزویی، او باید تمام سلام را به ذهنش خطور کند...
کیوتارو که مجذوب این وحشت شده است، خیال پردازی می کند که بر اساس افکار پیچ خورده خود به ضرر همکلاسی هایش عمل کند. قلبش تاریک بود تا اینکه در یک داستان کلاسیک پسر با دختر ملاقات کرد، جرقه ای در درون آنا روشن شد.
وقتی ساساکیبارا کوئیچی به مدرسه جدیدی منتقل می شود، می تواند چیزی ترسناک را در فضای کلاس جدید خود احساس کند، رازی که هیچ یک از آنها درباره آن صحبت نمی کنند. در مرکز، دختر زیبای میساکی می قرار دارد.
حول محور فوتابا می چرخد، دختری که در دوران راهنمایی عاشق پسری به نام کو تاناکا بود. با این حال، کار نکرد زیرا او منتقل شد، اما در دبیرستان، وقتی دوباره او را ملاقات می کند، دنیای او یک بار دیگر تغییر می کند.
گروهی از قهرمانان برای نابودی کلویتس، پادشاه جانوران، به راه افتادند. اما آنها در یک توطئه برای از بین بردن جهان تصادف می کنند و باید به Clevatess برای کمک به آنها تکیه کنند.
یک سال قبل از اینکه یومکو جابامی سالنهای مقدس آکادمی خصوصی هیاککو را زینت بخشد، مری سائوتوم کار خود را در مدرسه معتاد به قمار شروع کرد. آیا این دختر معمولی می تواند از طریق هوش و شانس به داستان سرسخت خود برسد؟
بایرون سیتی یک شهر مگا شناور در اقیانوس آرام است. شو مرد جوانی است که در شهر زندگی می کند و یک شرکت نظامی خصوصی را اداره می کند که توسط شیطان کیسارا حمایت می شود.