داستان در اوایل قرن نوزدهم رومانی رخ می دهد، پلیسی به نام کوستاندین توسط یک نجیب زاده استخدام می شود تا برده کولی را پیدا کند که پس از رابطه با همسرش از ملک خود فرار کرده است.
جولیان که پس از اخراج شدن با آگی پولمن در مدرسه جدید خود تلاش می کند، توسط مادربزرگش ملاقات می کند و با داستان تلاش های او برای فرار از فرانسه تحت اشغال نازی ها در طول جنگ جهانی دوم متحول می شود.
در یک محله یهودی نشین که توسط طایفه ای از باندهای قانون شکن اداره می شود، رئیس "آموزش" تسلط بر هنرهای غیرقانونی مانند دزدی و راهزنی را موعظه می کند. در حالی که قوانین شرافتی سختگیرانه ای را رعایت می کنید که اخلاقی و اخلاقی تلقی می شود و هرگز نباید از آن استفاده شود...
زن جوانی شیفته یک هواپیما می شود. زمانی که آنها به دنیای رویایی سیرک دو سولیل میافتند و از هم جدا میشوند، در جهانهای مختلف چادری سفر میکنند تا یکدیگر را پیدا کنند.
یک هنرمند انگلیسی دل شکسته به امید ادامه زندگی به هوپ آمریکا سفر می کند. او با کشیدن چهره در آنجا شروع می کند. او با مندی ناز دوست می شود. اما پس از آن سابق مکر او ظاهر می شود و می خواهد او را برگرداند.
برنادت سوبیروس 14 ساله که در شهر کوچکی در جنوب دهه 1850 فرانسه زندگی میکند، ادعا میکند که چشماندازی الهی دیده است که باعث بدبینی شدید، نگرانی خانوادهاش و آشفتگی مذهبی و سیاسی شده است.