تیلور آزادی مشروط را دنبال می کند که امیدهایش برای شروع تازه با آمدن هم سلولی دی به خطر می افتد. هنگامی که دی تیلور را زیر بال خود می گیرد، یک حمله شرورانه پیوند آنها را آزمایش می کند و تیلور را مجبور می کند بین محافظت از دی و شانس آزادی مشروط خود یکی را انتخاب کند.
هنگامی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می شود، یک کشاورز و خلبان سابق ناسا به نام جوزف کوپر، وظیفه هدایت یک فضاپیما را به همراه تیمی از محققان برای یافتن یک سیاره جدید برای انسان ها بر عهده می گیرد.
یک زن جوان برونگرا و پرخاشگر جنسی، با مرد جوانی به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و یک رابطه هولناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها شروع به ایجاد فشار بر زندگی شخصی آنها می کند.
پس از زندان، زنی تلاش می کند تا با دختر خردسالش ارتباط برقرار کند اما با مقاومت همه روبرو می شود به جز صاحب بار که با فرزندش رابطه دارد. با نزدیکتر شدن آنها، او باید با اشتباهات گذشتهاش مقابله کند تا آیندهای امیدوارکننده بسازد.
لوسیا 16 ساله به گروه کر مدرسه کاتولیک می پیوندد و با آنا ماریا ارشد دوست می شود. در حین عقب نشینی گروه کر در صومعه، جذب لوسیا به یک کارگر مرمت، تنش با آنا ماریا ایجاد می کند و ایمان او را به چالش می کشد.