پدری که از وضعیت اجتماعی «کم امتیاز» خود رنج می برد، از شهرت جدید پسرش به عنوان یک پسر نابغه بهره می برد. او نمی داند که رازی که در دل دارد همان چیزی را که بیشتر دوست دارد را از بین می برد.
مدهاو با دختری به نام ریا آشنا می شود و عاشق می شود. پس از تلاش برای متقاعد کردن او برای تبدیل شدن به دوست دخترش، او از صمیم قلب موافقت کرد که "نیمه دوست دختر" او شود.
یک ملاقات طوفانی بین لومیر فیلمنامه نویس با مادر و بازیگر معروفش فابین، در پس زمینه کتاب زندگینامه فابین و آخرین نقش او در یک تصویر علمی تخیلی به عنوان دختر مادری که هرگز پیر نمی شود.
تجارت یک مادر مجرد در مزرعه ملخ چندان خوب پیش نمی رود. او به طور تصادفی متوجه می شود که خون باعث رشد آنها می شود و تمام تلاش خود را می کند تا اسرار خود را پنهان کند.
یک مدیر بانک که توسط دزدی خشونت آمیزی تسخیر شده بود و جان یک همکار را گرفت، با همسایه پلیس سابق خود برای سرنگون کردن ضارب تیم می کنند و یک ضد حمله انفجاری را آغاز می کنند که هر سه مرد را به نقطه شکست می رساند.
واتل آشپز شاهزاده کنده است. هنگامی که شاهزاده لویی چهاردهم را به شکار دعوت می کند، مجبور است ضیافت های مجلل برگزار کند تا به نفع او بیفتد. اما وقتی واتل عاشق معشوقه شاه می شود، عشق و وظیفه با هم تضاد پیدا می کنند.
مارتین ادن تلاش می کند تا از طریق پیگیری شدید و پرشور خودآموزی از شرایط فقیرانه و پرولتاریایی خود فراتر رود، به این امید که جایگاهی در میان نخبگان ادبی به دست آورد.