استن و اولی استخدام می شوند تا سند را به یک معدن طلای با ارزش به صاحب واقعی آن برسانند، اما به زودی متوجه می شوند که کار آنقدرها هم که به نظر می رسد آسان نیست.
همسر یک کلانتر سابق آریزونا در حالی که سوار بر املاک مزرعه آنها بود کشته می شود. به نظر می رسد یک مرد مکزیکی که به طور غیرقانونی به ایالات متحده می رود مقصر است. همانطور که کلانتر سابق و فعلی به دنبال پاسخ هستند، زندگی ها تغییر می کند ...
در روزهای رو به زوال جنگ داخلی آمریکا، سه زن جنوبی که بدون مردان مانده اند، باید برای دفاع از خانه و خود در برابر دو سرباز یاغی که از ارتش اتحادیه که به سرعت در حال نزدیک شدن هستند، بجنگند.
ایدا "رد" واکر ممکن است در حالی که به دلیل سرقت مسلحانه در زندان است، از بیماری لاعلاج خود جان سالم به در نبرد. او برای آخرین شغل و فرصتی برای به دست آوردن آزادی خود به پسرش، وایات، روی می آورد.
فرانک کانر، سرباز جنگ داخلی که به شکارچی فضل تبدیل شده است، تسخیر شده توسط وحشت های دوران جنگ، زمان خود را پس از جنگ صرف پرداختن به دو چیز می کند: ویسکی و فراری ها.
کاپیتان ناتان بریتلز، در آستانه بازنشستگی، آخرین گشت زنی را برای جلوگیری از حمله عظیم قریب الوقوع سرخپوستان انجام می دهد. بریتلس که توسط زنانی که باید تخلیه شوند، تحت فشار قرار می گیرد، ماموریت خود را در خطر می بیند.
دو رانشگر جوان یک قطار واگن مورمون را به دره سان خوان راهنمایی میکنند و در این سفر با افراد نابسامان، هندیها، جغرافیا و چالشهای اخلاقی روبرو میشوند.
در فورت آپاچی، یک کاپیتان جنگی شرافتمند و کهنه کار زمانی که رژیمش تحت فرمان یک سرهنگ گرسنه جوان و شکوهمند و بدون احترام به قبیله محلی سرخپوستان قرار می گیرد، درگیری پیدا می کند.
یک افسر سواره نظام که در ریو گرانده مستقر شده است با آپاچی های مهاجم قاتل، پسری که سربازی ریسک پذیر است و همسرش که سال ها از او جدا شده است، مواجه می شود.