اکنون که روزهای قاتل دن پشت سر او است، تنها چیزی که او برای کریسمس میخواهد این است که وقت باکیفیتی با بچههایش داشته باشد. اما وقتی میفهمد دخترش برنامههای خودش را دارد، یک سفر خانوادگی به لندن رزرو میکند و همه آنها را در تیررس یک سازمان ملل قرار میدهد...
پسر پوزیدون و دوستانش برای بازگرداندن پناهگاه امن خود در حال مرگ، برای یافتن پشم طلایی افسانهای به دریای هیولاها سفر میکنند و در تمام این مدت تلاش میکنند از ظهور یک شیطان باستانی جلوگیری کنند.
داستان خواهر و برادر، کیت و تدی پیرس، که برنامه شب کریسمس آنها برای گرفتن بابانوئل جلوی دوربین، به سفری غیرمنتظره تبدیل میشود که بیشتر بچهها فقط میتوانند در مورد آن رویا داشته باشند.