هنگامی که یک دستگاه هسته ای باعث ایجاد یک پالس الکترومغناطیسی می شود که انرژی را به بیش از 200 میلیون نفر می کشد، یک دختر نوجوان باید به خانواده خود کمک کند تا در دنیای جدید تاریک بقا کنند.
پس از قتل خانواده اش به دست پدرش در پی جنگ جهانی اول، زنی جوان برای زندگی به صومعه ای می رود. با این حال، شیاطینی که پدرش را گرفتار کرده بودند، به دنبالش می آیند و کابوس های گذشته او را دوباره بیدار می کنند.
یک زوج جوان ایده آل گرا و جذاب یک ربات خیره کننده و شبیه به زندگی به نام هنری را برای کمک بدون گناه به دست می آورند. اما با نزدیکتر شدن این سه، درک آنها از انسانیت برای همیشه تغییر خواهد کرد.
پس از قتل عام روستای خود، ژانگ شیائوفان توسط فرقه چینگ یون گرفته می شود، جایی که او سفر خود را برای کشت آغاز می کند. وقتی او حقیقت مرگ پدر و مادرش را می یابد، تسلیم خشم و تمایل شیطانی خود می شود...
در یک بخش فرعی تقریباً متروکه در غرب هیوستون، یک نوجوان متعصب با همسایهای به همان اندازه خودخواه و نابخشوده خود، یک گاو سوار سالخورده که بهترین روزهای خود را در میدان مسابقه دیده است، میدود. این برخوردی است که هر دوی آنها را تغییر خواهد داد.
پس از اینکه یک ستاره دنباله دار ویروسی مرموز را منتشر می کند که شروع به کشتن تمام زنان جهان می کند، یک زوج جوان در آپارتمان بیش از حد عقیم شده خود پنهان می شوند و سعی می کنند برای زندگی خود بجنگند.
برای نجات خواهر و برادرش، زن جوانی با پدرش و موجود قدرتمندی که به نام Gamemaster شناخته میشود، قرار میگیرد که انسانها را در دام توطئههای شیطانی میاندازد، در حالی که گونههای او بر روی نتیجه قمار میکنند.
هرگز فکر نمی کردم دوباره او را ببینم. آکی ترادا مدت ها پیش با اولین عشق خود خداحافظی کرد. وقتی دوست پسر فعلیاش در حال خیانت به او دستگیر میشود، آکی از آپارتمانش بیرون میرود و به یک خانه مشترک میرود، جایی که او دوباره با او متحد میشود...