روسیه، دهه 1820: اونگین املاک روستایی عمویش را به ارث می برد و از سنت پترزبورگ به آنجا نقل مکان می کند. او با همسایه خود لنسکی دوست می شود و از طریق او با تاتیانا آشنا می شود. او عاشق اونگین می شود اما او فقط دوستی می خواهد.
دو جدی از محاصره خصمانه فرار میکنند تا متحدانی پیدا کنند و با پسر جوانی روبرو میشوند که ممکن است تعادل را در نیرو ایجاد کند، اما سیثهایی که مدتها خوابیده بودند دوباره ظاهر میشوند تا شکوه سابق خود را به دست آورند.
مجموعه ای از شرایط باعث می شود آنا اسکات، بازیگر مشهور، عاشق ویلیام تاکر، صاحب یک کتابفروشی در ناتینگ هیل شود. اما شیفتگی پاپاراتزی ها به او پیوند آنها را پیچیده می کند.
در طول جنگ جهانی دوم، یک یتیم زیر نظر یک پزشک که یک پرورشگاه را اداره می کند، بزرگ می شود. با این حال، او آرزوی آزادی را دارد و به زودی تصمیم می گیرد برای اینکه زندگی خود را بسازد، آنجا را ترک کند.
در یک حفاری باستان شناسی در شهر باستانی هاموناپترا، یک آمریکایی که در لژیون خارجی فرانسه خدمت می کند، به طور تصادفی مومیایی را بیدار می کند که شروع به ویران کردن می کند، زیرا او در جستجوی تناسخ عشق دیرینه اش است.
هنگامی که وودی توسط یک کلکسیونر اسباببازی دزدیده میشود، باز و دوستانش برای نجات وودی قبل از تبدیل شدن به موزه اسباببازی با باند جمعآوری اش جسی، پروسپکتور، و بولسی، وارد یک ماموریت نجات میشوند.