همسر یک مدیر مزرعه لاستیک به مردی تیراندازی میکند و ادعا میکند که این دفاع از خود بوده است، اما نامهای که به دست خود او نوشته شده ممکن است این کار را ثابت کند.
هنگامی که همسر سابق خبرنگار ACE سردبیر یک روزنامه میخواهد شغلش را رها کند و دوباره ازدواج کند، با قول دادن به او برای مصاحبه اختصاصی با یک محکوم به اعدام، برای خودش وقت میخرد تا او را دوباره به دست آورد.
الیور در نتیجه کار در یک کارخانه تولید شاخ دچار حمله عصبی میشود، اما پس از انجام دستورات پزشک در مورد دریافت هوای دریا، متوجه میشود که یک خلافکار سابق در کشتی است.
دو کارمند در یک مغازه کادو فروشی به سختی می توانند یکدیگر را تحمل کنند، بدون اینکه متوجه شوند که از طریق پست به عنوان دوست قلم ناشناس یکدیگر عاشق یکدیگر می شوند.