دختری کوکوری سان را احضار می کند، روحی که به عنوان مردی خوش تیپ با موهای سفید ظاهر می شود. او که در ابتدا قصد داشت او را تعقیب کند، پس از اینکه متوجه شد که او فقط فنجان رامن می خورد، برای محافظت می ماند.
هنگامی که ناهنجاری های عجیب و غریب در سراسر انگلستان ظاهر می شوند، پروفسور کاتر و تیمش باید انواع موجودات خطرناک ماقبل تاریخ را از گذشته دور و آینده نزدیک زمین ردیابی و ضبط کنند.
یک وارث 15 ساله که به دنبال استقلال است به یک مجتمع انحصاری برای موجودات ماوراء طبیعی نقل مکان می کند، جایی که باید با همسایگان عجیب و غریب و یک مامور امنیتی فداکار غیرعادی سازگار شود.
ریوئیچی نوجوان باید از برادر کوچکش کوتارو مراقبت کند. رئیس آکادمی به آنها پناه می دهد اگر ریوئیچی برای معلمانی که اکنون کمبود کارکنان دارند، از کودک نگهداری کند. ریوئیچی کوتارو و تعدادی کودک نوپا پویا را شعبده بازی می کند.
کیوتارو که مجذوب این وحشت شده است، خیال پردازی می کند که بر اساس افکار پیچ خورده خود به ضرر همکلاسی هایش عمل کند. قلبش تاریک بود تا اینکه در یک داستان کلاسیک پسر با دختر ملاقات کرد، جرقه ای در درون آنا روشن شد.
داستان آن در سال 1348 در طول مرگ سیاه، مرگبارترین بیماری همه گیر در تاریخ بشر، به بررسی موضوعات به موقع سیستم های طبقاتی، جنگ قدرت و بقا در زمان همه گیری می پردازد.