جان کریزی، یک مزدور سابق مجروح را دنبال میکند تا انتقام از دست دادن تنها همراهش را بگیرد، در حالی که از دختر همکار مردهاش در برابر نیروهایی که خانوادهاش را متلاشی کردهاند، دفاع میکند.
مدیر کیم یک سرپرست معمولی یک خانواده با یک دختر بود و به عنوان یک شهروند کوچک زندگی می کرد. او برای یافتن دخترش که همه چیز اوست، رازی را فاش می کند که هرگز نباید برای جهانیان فاش شود.
یک جراح مغز و اعصاب شرمسار در حالی که با گذشته تاریک خود روبرو می شود، جراحی های غیرقانونی انجام می دهد. هنگامی که او با مربی سابق خود ملاقات می کند، نبرد قدرت و انتقام آشکار می شود زیرا او مرزهای اخلاقی را در تعقیب پیشرفت های پزشکی جابجا می کند.
بن ریلی، یک محقق خصوصی کارکشته و بدشانس در دهه 1930 نیویورک، به دنبال یک تراژدی عمیقا شخصی، مجبور می شود با زندگی گذشته خود دست و پنجه نرم کند و به عنوان تنها ابرقهرمان شهر دست و پنجه نرم کند.