داستان در ونیز ایتالیایی پس از جنگ جهانی دوم، سرهنگ جنگ زده ارتش ایالات متحده، ریچارد کانتول یک قهرمان واقعی است که با اخبار بیماری خود با بی تفاوتی روبرو می شود.
در طول یک تابستان طاقت فرسا، یک کارآگاه قتل تازه کار در حالی که تلاش می کند تپانچه کلت دزدیده شده خود را ردیابی کند، از یک همکار کارکشته مشاوره می خواهد.
دوستانی که در آخر شب با غذا می دوند در بزرگراهی بی نهایت به دام می افتند و وحشت های اخروی در کمین آن ها وجود دارد. محصور در جیپ چروکی خود، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا سرنوشت خود را بپذیرند یا اقدام به فرار کنند.
در تولسا، اوکلاهاما در سال 1964، رقابت بین دو باند، گریزرهای فقیر و ثروتمند سوکس، زمانی داغ می شود که یکی از اعضای باند به طور تصادفی یکی از اعضای دیگر را می کشد.