یک معلم علوم به تنهایی در یک سفینه فضایی از خواب بیدار می شود. با بازگشت حافظه اش، او ماموریتی را برای متوقف کردن یک ماده مرموز که خورشید زمین را می کشد کشف می کند و دوستی غیرمنتظره ممکن است کلید اصلی آن باشد.
کیت رافتر پس از یک حادثه وحشتناک در عراق جنگ زده و مرگ مادرش به خانه بازگشته است. در حالی که وسایل مادرش را جمع می کند، به این باور می رسد که اتفاق عجیب و وحشتناکی در خانه کناری رخ می دهد...
هنگامی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می شود، یک کشاورز و خلبان سابق ناسا به نام جوزف کوپر، وظیفه هدایت یک فضاپیما را به همراه تیمی از محققان برای یافتن یک سیاره جدید برای انسان ها بر عهده می گیرد.
یک زن جوان برونگرا و پرخاشگر جنسی، با مرد جوانی به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و یک رابطه هولناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها شروع به ایجاد فشار بر زندگی شخصی آنها می کند.
تحقیقات در مورد پوشش دولتی منجر به شبکه ای از تونل های قطار متروکه در اعماق قلب سیدنی می شود. همانطور که یک روزنامه نگار و خدمه اش دنبال این داستان می شوند، به سرعت مشخص می شود که داستان آنها را شکار می کند.
پس از زندان، زنی تلاش می کند تا با دختر خردسالش ارتباط برقرار کند اما با مقاومت همه روبرو می شود به جز صاحب بار که با فرزندش رابطه دارد. با نزدیکتر شدن آنها، او باید با اشتباهات گذشتهاش مقابله کند تا آیندهای امیدوارکننده بسازد.
لوسیا 16 ساله به گروه کر مدرسه کاتولیک می پیوندد و با آنا ماریا ارشد دوست می شود. در حین عقب نشینی گروه کر در صومعه، جذب لوسیا به یک کارگر مرمت، تنش با آنا ماریا ایجاد می کند و ایمان او را به چالش می کشد.