در تابستان ۱۹۸۳، الیو ۱۷ ساله روزها را با خانوادهاش در ویلایشان در لومباردی ایتالیا میگذراند. او خیلی زود با الیور ۲۴ ساله، کارآموز پدر الیو، آشنا میشود. آنها زیبایی مسحورکنندهی بیداری میل را کشف میکنند.
در اواخر قرن شانزدهم انگلستان، اگنس، یک درمانگر حساس به دنیای اطرافش، با ویلیام، یک معلم محلی و نمایشنامه نویس مشتاق، خانه ای می سازد. همانطور که زندگی آنها شکسته می شود، آنها با فاصله، سکوت و اندوه آزمایش می شوند.
هنگامی که دخترانی که در Shadyside High رقابت میکنند برای ملکه پارتی مسابقه شروع به ناپدید شدن میکنند، یک خارجی جسور متوجه میشود که او در یک شب جهنمی برای جشنهای برگزار میشود.
برایان به تازگی از کار خود اخراج شده است. او تبدیل به یک پدر خانه نشین می شود. او یک دعوت نامه از پدری دیگر که در خانه می ماند، می پذیرد که معلوم می شود یک توپ شلخته است.