در طول دهه 1950، یک هیئت نظامی افسر جوان جان پل استکلر را برای یافتن محل اختفای یک ناوشکن نیروی دریایی که او به طور موقت در طول جنگ جهانی دوم فرماندهی می کرد و مفقود شده است، آماده می کند.
خانم قرمز باج گیری می شود. هنگامی که او از شرلوک هلمز کمک می خواهد، او پرونده او را به یک سری سرقت جواهرات مرتبط می کند و به دستیارش جری موش می گوید که تام گربه، ساقی رد در طول این پرونده کار کند.
با جادو در هوا، جری و برادرزاده اش، تافی، یک موش برفی می سازند که به طور معجزه آسایی زنده می شود. تافی و جری برای اینکه دوست جدیدشان، لری موش برفی ذوب نشود، باید او را به روستای آدم برفی افسانهای ببرد.
رابین هود، مرد شادی که از ثروتمندان می دزدد تا به فقرا بدهد، یک دستیار توانمند جدید به نام جری دارد. پادشاه شرور به قول خودش "به طرز درخشان" نتیجه می گیرد که بهترین راه برای مقابله با این تهدید جدید یک گربه است، بنابراین تام را استخدام می کند.
فیلم این دو نفر را در غرب وحشی پیدا می کند، جایی که آنها به نجات یک مزرعه از دست یک شرور کمک می کنند. رقبا با هم متحد می شوند تا به یک دختر گاوچران و برادرش کمک کنند تا خانه خود را از دست یک زمین خوار حریص نجات دهند.
یک خواننده راک به یک شهر کوچک اوهایو سفر می کند تا اجرای تلویزیونی "خداحافظی" خود را انجام دهد و قبل از اینکه به خدمت سربازی برود، بزرگترین طرفدار خود را ببوسد.