تاد به طور تصادفی یک طلسم باستانی را رها می کند و زندگی دوستانش مومی، جف و بلزونی را به خطر می اندازد. در حالی که همه علیه او هستند و تنها با کمک سارا، او برای پایان دادن به نفرین مومیایی وارد ماجراجویی می شود.
کوئینسی آدامز واگستاف، رئیس جدید دانشگاه هاکسلی، به طور تصادفی باملرهای بارولی و پینکی را استخدام می کند تا به مدرسه او کمک کنند تا در بازی بزرگ فوتبال مقابل رقیبشان، دانشگاه داروین، پیروز شود.
ند و کانر مجبور می شوند در یک اتاق خواب مشترک در مدرسه شبانه روزی خود زندگی کنند. تنها و ورزشکار ستاره در این مدرسه راگبی دیوانه دوستی بعید با هم برقرار می کنند تا زمانی که توسط مقامات آزمایش شود.
هاجیمه، یک پستچی، پس از روز ولنتاین با فراموشی از خواب بیدار می شود. ریکا سرنخ هایی از خاطرات گمشده خود از آن روز دارد. او سعی می کند راز رویدادهای فراموش شده روز ولنتاین خود را در حالی که مسیرهای آنها متقابل است، حل کند.
یک جفت زن جوان که به طور مرموزی به هم مرتبط شده اند، زندگی روزمره خود را تحت تأثیر یک ملودرام عجیب و غریب بودوآر قرار می دهند که خود را در یک واقعیت موازی توهم بازی می کند.