وارث جوان و زیبا، دیل، که قصد دارد در رقابتی به جای پدر فقیدش برنده شود، ظاهر یک مرد را به خود می گیرد و در جایگاه او مسابقه می دهد و وارد یک مسابقه اتومبیل رانی می شود که از صحرای نابخشودنی صحرا می گذرد.
مسافران قطاری که به یک رودخانه برخورد میکند باید تصمیم بگیرند که آیا خطر انتظار برای کمک در خرابهها را داشته باشند یا شانس خود را در اعماق تاریک زیر ببرند.
دو خواهر خون آشام "خوب" که از هم جدا شده اند، با هم همکاری می کنند تا خواهر گمشده خود را از دست گروهی از خون آشام های "بد" که آنها را متحول کرده و والدینشان را کشتند، نجات دهند.
چهار عضو کماندوی کوهنوردی اورست چین با سخت ترین کوه روبرو می شوند. چهار شکست اول باعث شد تا قدرت بدنی زیادی برای آنها تمام شود تا زمانی که باد و برف این شکاف را متوقف کنند.
وقتی به واتارو یازده ساله گفته می شود که می تواند سرنوشت خود را با ورود به یک دروازه جادویی به دنیایی دیگر تغییر دهد، او از فرصت استفاده می کند. اما در تلاش برای یافتن برج ثروت و برآورده شدن هر آرزویی، او باید تمام سلام را به ذهنش خطور کند...
میتیا پریوالوف 12 ساله آرزوی تبدیل شدن به یک هنرمند کمیک ابرقهرمانی را دارد. اما والدین مهندس رباتیک او می خواهند که او راه آنها را دنبال کند. میتیا هرگز تصور نمی کرد که او حمایت و درک را در قیامت پیدا کند...
یک مددکار اجتماعی که برای مراقبت از دختر یک مادر مجرد گماشته شده است، زمانی که پدر از زندان بازمیگردد، مداخله میکند و آنها را به یک زندگی جنایتکارانه میکشاند.