فیلمنامه نویسی که به خانه دوران کودکی خود بازگشته است، در حالی که یک راه مرموز جدید برای درمان از دست دادن والدینش در 30 سال پیش کشف می کند، وارد یک رابطه تازه با همسایه طبقه پایین خود می شود.
بر اساس یک داستان واقعی، عمدتاً بر اساس درگیری بین دو باند جوان، دوست دختر پسری 14 ساله به دلیل نامشخصی با رئیس یکی از باندها درگیر می شود تا در نهایت درگیری به اوج می رسد.
الفابا، زن جوانی که به خاطر پوست سبزش مورد تمسخر قرار می گیرد، و گالیندا، دختری محبوب، در دانشگاه شیز در سرزمین اوز با هم دوست می شوند. پس از برخورد با جادوگر شگفت انگیز شهر اوز، دوستی آنها به یک دوراهی می رسد.
یک رقصنده جوان اهل بروکلین با پسر یک الیگارشی روسی آشنا می شود و به طور ناگهانی با او ازدواج می کند. هنگامی که این خبر به روسیه می رسد، داستان افسانه او تهدید می شود زیرا والدین او برای لغو ازدواج به نیویورک می روند.
ویتنی کارمایکل غیرورزشی را دنبال میکند، که در یک کمپ تابستانی فشرده ثبت نام میکند تا خود را دوباره اختراع کند و عاشق مربی شخصیاش میشود. سپس قدرت می یابد که خود واقعی خود را بپذیرد و انتظارات دیگران را نادیده بگیرد.
اوگنی اونگین به سبک بزرگ زندگی می کند: توپ ها، پذیرایی ها، اولین نمایش های تئاتر و سایر سرگرمی هایی که پایتخت می تواند به یک مرد جوان ارائه دهد. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده است، بنابراین او خبر بیماری عمویش را زنده می داند ...
مدی در آستانه از دست دادن خانهاش، یک فهرست شغلی جذاب پیدا میکند: والدین هلیکوپتری به دنبال کسی هستند تا پسر 19 ساله درونگرا خود را قبل از دانشگاه از پوستهاش بیرون بیاورد. او یک تابستان فرصت دارد تا او را مرد یا مرد کند...