زندگی خارق العاده سرجیو سلیبیداچه. از دوران کودکی اش در رومانی، تا تبعیدش به دنبال حرفه ای در موسیقی، مبارزه اش برای بقا در آلمان زمان جنگ و ظهور، سقوط و برخاستن دوباره، در یک زندگی غیرقابل تصور...
یک زن و شوهر در یک ازدواج مشکل دار، یک شهاب سنگ را پیدا می کنند و شروع به برخورد با یک موجود مرموز می کنند. زندگی آنها با کشف موجودی که هم منبع لذت و هم نابودی است، زیر و رو می شود.
جاده ای خاک آلود را به سمت شهر مرگ دنبال می کند. زمان از آگاهی به آگاهی دیگر در جریانی هیپنوتیزمی از رویاها، آرزوها و خاطرات جابه جا می شود، دنیایی از ارواح که تحت سلطه شخصیت پدرو پارامو، عاشق، ارباب، قاتل است.
رمان یک نویسنده توقیف و پخش کنسل شده است. او سپس رمانی طنز را تصور می کند که در آن یک شخصیت شیطان مانند به طور استعاری از مسئولین انتقام می گیرد. با علم به اینکه نمیتوان آن را منتشر کرد، موزهاش مارگاریتا او را وادار میکند تا آن را بنویسد...
هنگامی که یک پیشخدمت یهودی با ذهن باز و پسرش قربانی هولوکاست می شوند، او از ترکیبی عالی از اراده، شوخ طبعی و تخیل برای محافظت از پسرش در برابر خطرات اطراف اردوگاهشان استفاده می کند.
پس از مدتی در یک موسسه روانی، معلم سابق پت سولیتانو به پدر و مادرش نقل مکان می کند و سعی می کند با همسر سابقش آشتی کند. وقتی پت با تیفانی، دختری مرموز که مشکلاتی برای او دارد، ملاقات می کند، همه چیز چالش برانگیزتر می شود...
بنجامین باتن، متولد سال 1918 با وضعیت جسمانی یک مرد مسن، برعکس پیر می شود. او تا زمانی که در سال 2003 در کودکی می میرد، عشق و جدایی، وجد و اندوه و بی زمانی را تجربه می کند.