سعید صاحب یک کارخانه چوب بری در اعماق جنگل است که تصمیم می گیرد آن را بفروشد. او نمی داند که یکی از شاگردانش توسط برادرش در گوشه ای قرار گرفته و مجبور شده است مقدار زیادی کوکائین را در داخل کارخانه مخفی کند.
در اواخر قرن نوزدهم آمریکا، Rising Free داستان زن جوانی را به تصویر میکشد که پس از تعصب نژادی زندگی میکند. او در محاصره خطر فروخته شدن و محرومیت بیشتر از آزادی، امید را از طریق لطفی کشف می کند...
هنگامی که شیشه جلوی هواپیمای تجاری او در ارتفاع 30000 فوتی در هوا شکسته می شود، یک خلبان و خدمه پروازش برای اطمینان از ایمنی مسافران و فرود هواپیما تلاش می کنند.
ایدا "رد" واکر ممکن است در حالی که به دلیل سرقت مسلحانه در زندان است، از بیماری لاعلاج خود جان سالم به در نبرد. او برای آخرین شغل و فرصتی برای به دست آوردن آزادی خود به پسرش، وایات، روی می آورد.
هنگامی که دو کودک مهاجر در حال فرار از رهبر گروه سابقش در لس آنجلس جنوبی وارد زندگی او می شوند، جان مجبور می شود با گذشته خود آشتی کند تا سعی کند آینده ای به آنها بدهد.