دو خواهر و برادر هنگام بازدید از قبر پدرشان در حومه شهر مورد حمله یک زامبی قرار می گیرند. باربارا به یک خانه مزرعه فرار می کند. وقتی زامبی های بیشتری به بیرون می رسند، مردی کمک می کند تا خانه را سد کند.
پس از اخراج از یک مدرسه سنتی، یک دختر 7 ساله بیش فعال در موسسه ای پذیرفته می شود که به کودکان اجازه می دهد مستقل تر باشند و در آنجا درس هایی درباره همبستگی، همدلی و مسئولیت می آموزد.
شاهزاده باربارا مخفیانه عاشق شاهزاده ادوارد است. هنگامی که راسو کارمند پست اب زیرکاه از پادشاه می خواهد که او را با باربارا ازدواج کند، او فرار می کند. هیولای شیرین بوگی تمام تلاشش را می کند تا به باربارا کمک کند تا پادشاهی را نجات دهد.
اوگلی ها که به دنبال خانه ای جدید می گردند به دهکده زیبا و آرام اسملیویل ختم می شوند. متأسفانه اسملیویل یک مشکل بدبو دارد: زبالهدان محلی محل را خراب میکند. باید کاری کرد.
یک الف مغرور و برادر ارک خوشحال او باید یاد بگیرند که با هم کار کنند تا مانع از بازیابی یک سنگ جادویی توسط یک گروه ارک شیطانی شوند که به آنها قدرت تسلط بر جهان را می دهد.
جونا تمام عمرش را در یتیم خانه زندگی کرده است. یک روز یک گوریل می آید و او را به فرزندی قبول می کند. مدتی طول می کشد تا جونا به مادر جدیدش عادت کند، اما درست زمانی که همه چیز خوب می شود، مقامات محلی آنها را تهدید می کنند...
شانگ و مولان در حالی که برای عروسی خود آماده می شوند، ناگهان به یک ماموریت مخفی فرستاده می شوند. موشو شروع به مداخله می کند و حمله غافلگیرانه مغول ها نیز کمکی نمی کند.