در تابستان 1989، گروهی از بچههای زورگو با هم متحد میشوند تا هیولایی تغییر شکل را از بین ببرند، هیولایی که خود را به شکل دلقکی در میآورد و بچههای دری، شهر کوچکشان مین را شکار میکند.
دارن، لو، جو و ماس زندگی اندکی در حاشیه فقر دارند. آنها که مدیون شاه جنایتکار توسعه مسکن اجتماعی خود هستند، به طور معمول از جان خود می ترسند. در طرف دیگر شهر، ام.
دو افسر پلیس در حال بررسی یک اختلاف خانگی هستند و در این بین یک تیراندازی تصادفی رخ میدهد. این افسران که نمیخواهند مورد تمسخر عموم قرار بگیرند، سعی میکنند ماجرا را لاپوشانی کنند، اما درمییابند که دوربینها تنها چیزهایی نیستند که آنها را زیر نظر دارند.