یک سرمایهدار مخاطرهآمیز و عکاس علمی پس از سقوط هواپیمایشان در یک طوفان برفی در حالی که مکانهای عروسی را جستجو میکردند و چراغهای جنوبی را تعقیب میکردند، 75 روز در قطب جنوب زنده میمانند.
یک داماد که پس از یک فاجعه عروسی در رم شکسته میشود، میبیند که ماه عسل ویران شدهاش توسط یک فرد محلی مصمم و چند مسافر مداخلهگر دگرگون شده است و ثابت میکند که گاهی دلشکستگی تنها آغاز راه است.
قلب شون به سمت میو می کشد، مردی که اغلب در کنار ساحل می نشیند یا با چهره ای دراز راه می رود. سه سال بعد از یک خداحافظی ناگهانی، وقتی دوباره همدیگر را می بینند، ملیله زیبای عشق دوباره آنها را پیوند می زند.
در بازسازی جورج کوکور، نورمن مین، بت در حال محو شدن، به خواننده و هنرپیشه جوان، استر بلاجت کمک میکند تا شهرت پیدا کند، حتی در شرایطی که سن و اعتیاد به الکل، حرفهاش را به سمت مارپیچ رو به پایین میبرد.
در یک بندر تجاری دورافتاده آمریکای جنوبی، مدیر یک شرکت حمل و نقل هوایی مجبور میشود جان خلبانهایش را به خطر بیندازد تا یک قرارداد مهم را به دست آورد، زیرا یک دختر نمایش/فاحشه مسافر آمریکایی در شهر توقف میکند.
هنگامی که همسر سابق خبرنگار ACE سردبیر یک روزنامه میخواهد شغلش را رها کند و دوباره ازدواج کند، با قول دادن به او برای مصاحبه اختصاصی با یک محکوم به اعدام، برای خودش وقت میخرد تا او را دوباره به دست آورد.
یک کارگر مزرعه دار تندخو، زن مورد علاقه خود را متقاعد می کند که با رئیس ثروتمند اما در حال مرگ آنها ازدواج کند تا آنها بتوانند ادعای ثروت او داشته باشند.