مورفی یک آمریکایی ساکن پاریس است که وارد یک رابطه جنسی و عاطفی شدید با الکترا می شود. غافل از تأثیری که بر رابطه آنها می گذارد، همسایه زیبای خود را به تخت خود دعوت می کنند.
هنگامی که یک بازیگر خسته با یک پیشخدمت بدشانس در پاریس ملاقات می کند، داستان عشق غیرمنتظره آنها آغاز می شود، اما آیا از درخشش نور کانون ها جان سالم به در می برد؟
یک اتاق هتل در مرکز رم به عنوان محیطی برای دو زن جوان و تازه آشنا شده است تا یک ماجراجویی فیزیکی و رمانتیک یک شبه را تجربه کنند که روح آنها را تحت تأثیر قرار می دهد.
در دهه 1930 شیکاگو، فرانکشتاین از دکتر Euphronius می خواهد که به ایجاد یک همراه کمک کند. آنها به زنی به قتل رسیده به عنوان عروس جان می بخشند، و جرقه های عاشقانه، علاقه پلیس و تغییرات اجتماعی رادیکال را برمی انگیزند.
یک روانکاو کور رنگ پس از به دست گرفتن گروه درمانی دوست مقتول خود توسط یک قاتل ناشناس تحت تعقیب قرار می گیرد که همه آنها با یک زن جوان مرموز ارتباط دارند که او شروع به برخوردهای جنسی شدید با او می کند.
یک زن جوان برونگرا و پرخاشگر جنسی، با مرد جوانی به همان اندازه پرخاشگر ملاقات می کند و یک رابطه هولناک را آغاز می کند که در آن رابطه آنها شروع به ایجاد فشار بر زندگی شخصی آنها می کند.
پس از زندان، زنی تلاش می کند تا با دختر خردسالش ارتباط برقرار کند اما با مقاومت همه روبرو می شود به جز صاحب بار که با فرزندش رابطه دارد. با نزدیکتر شدن آنها، او باید با اشتباهات گذشتهاش مقابله کند تا آیندهای امیدوارکننده بسازد.