ند و کانر مجبور می شوند در یک اتاق خواب مشترک در مدرسه شبانه روزی خود زندگی کنند. تنها و ورزشکار ستاره در این مدرسه راگبی دیوانه دوستی بعید با هم برقرار می کنند تا زمانی که توسط مقامات آزمایش شود.
هاجیمه، یک پستچی، پس از روز ولنتاین با فراموشی از خواب بیدار می شود. ریکا سرنخ هایی از خاطرات گمشده خود از آن روز دارد. او سعی می کند راز رویدادهای فراموش شده روز ولنتاین خود را در حالی که مسیرهای آنها متقابل است، حل کند.