در حالی که به دنبال درمان خود از یک نفرین است، جنگجوی جوان آشیتاکا به درگیری بین مردم شهر آهن و پرنسس مونونوکه، دختری که توسط گرگ ها بزرگ شده است، برخورد می کند و برای جلوگیری از نابودی او دست از کار نمی کشد...
رالف از بازی در نقش یک آدم بد خسته شده و برای تبدیل شدن به یک قهرمان بازی ویدیویی راهی سفر می شود. اما او به طور تصادفی یک دشمن مرگبار را رها می کند که کل بازی را تهدید می کند.
مایلز مورالز در سفر در سراسر جهان چندگانه، با تیم جدیدی از افراد عنکبوتی که از قهرمانانی از ابعاد مختلف تشکیل شده اند، ملاقات می کند. اما زمانی که قهرمانان بر سر نحوه مقابله با یک تهدید جدید با هم درگیر می شوند، مایلز خود را بر سر دوراهی می بیند.
هنگامی که یک زن جوان بی اعتماد با بدنی پیر توسط یک جادوگر کینه توز مورد نفرین قرار می گیرد، تنها شانس او برای شکستن این طلسم با یک جادوگر جوان و در عین حال ناامن و همراهانش در قلعه پاهایش است.
شرک و فیونا برای جشن ازدواج خود به پادشاهی دور دور، جایی که پدر و مادر فیونا پادشاه و ملکه هستند، سفر می کنند. وقتی می رسند، متوجه می شوند که آنقدر که فکر می کردند استقبال نمی کنند.
پیوند ویژه ای بین ربات بادی با اندازه بزرگ بایمکس و هیرو هامادا اعجوبه ایجاد می شود که با گروهی از دوستان گروهی از قهرمانان با فناوری پیشرفته تشکیل می دهند.
راپونزل با موهای بلند جادویی تمام زندگی خود را در یک برج گذرانده است، اما اکنون که یک دزد فراری به طور تصادفی با او برخورد کرده است، او برای اولین بار جهان را کشف می کند و واقعاً کیست.
مانی ماموت، سید تنبل خوش زبان و دیگو ببر دندان شمشیری به یک جست و جوی خنده دار می روند تا یک نوزاد انسان را به پدرش برگردانند، در سراسر دنیایی در آستانه عصر یخبندان.