15 سال پس از جنگ جهانی سوم، زمستان هسته ای به پایان رسیده است، اما بشریت در آستانه انقراض است. تمدن دیگر وجود ندارد، غذا کمیاب است و بیشتر آنها با دزدی و کشتن امرار معاش می کنند. یک پسر به زندگی در ...
یک دزد جوان با سابقه سرقت بزرگ خودرو به یک خبرچین تبدیل میشود و به پلیس کمک میکند تا یک شرکت جنایی را که در قاچاق صدها خودروی عجیب و غریب درگیر است، سرنگون کند.
پس از تهاجم بیگانگان، یک دختر نوجوان پر جنب و جوش تصمیم می گیرد تا از مزرعه خود در برابر رفتگرهای انسانی محافظت کند که برای زنده ماندن در دنیای پسا آخرالزمانی در هیچ کاری توقف نمی کنند.
ویکتور (ویلیام لوی) یک راز عمیق دارد - او یک قاتل خونسرد است. ویکتور ساده و فریبنده فقط برای انجام یک کار بزرگ شد و آن کشتن برای پول است. وقتی او را به خانه یک قاچاقچی وحشی مواد مخدر می فرستند تا جمع آوری کند...
پس از رسیدن به مزرعه پدربزرگ و مادربزرگ خود، خانواده ای به زودی متوجه می شوند که تمام شهر توسط یک هیولای ناشناس خارج شده است و به زودی طعمه آن می شوند.
یک مادر فداکار در جستجوی پسر گمشدهاش به دنبال نکتهای میرود که او را به دهکده ماهیگیری میبرد، جایی که افسران پلیس فاسد ممکن است پاسخ معمای او را داشته باشند.