رمان نویسی که از کسب سود از سرگرمی سیاه به ستوه آمده است، از یک نام قلمی برای نوشتن کتابی استفاده می کند که او را به قلب ریاکاری و جنون می کشاند که ادعا می کند از آن بیزار است.
یک جوان فقیر پس از فریب خوردن به اشتباه به قاچاق مواد مخدر متهم می شود. یک دادستان سابق پرونده را بررسی می کند، نقشه یک تیم وکیل فاسد را کشف می کند، و عدالت را با وجود ممانعت نیروهای شیطانی باز می گرداند.
قلب شون به سمت میو می کشد، مردی که اغلب در کنار ساحل می نشیند یا با چهره ای دراز راه می رود. سه سال بعد از یک خداحافظی ناگهانی، وقتی دوباره همدیگر را می بینند، ملیله زیبای عشق دوباره آنها را پیوند می زند.
در بازسازی جورج کوکور، نورمن مین، بت در حال محو شدن، به خواننده و هنرپیشه جوان، استر بلاجت کمک میکند تا شهرت پیدا کند، حتی در شرایطی که سن و اعتیاد به الکل، حرفهاش را به سمت مارپیچ رو به پایین میبرد.
در یک بندر تجاری دورافتاده آمریکای جنوبی، مدیر یک شرکت حمل و نقل هوایی مجبور میشود جان خلبانهایش را به خطر بیندازد تا یک قرارداد مهم را به دست آورد، زیرا یک دختر نمایش/فاحشه مسافر آمریکایی در شهر توقف میکند.
هنگامی که همسر سابق خبرنگار ACE سردبیر یک روزنامه میخواهد شغلش را رها کند و دوباره ازدواج کند، با قول دادن به او برای مصاحبه اختصاصی با یک محکوم به اعدام، برای خودش وقت میخرد تا او را دوباره به دست آورد.
در سال 1985، قتل یک ابرقهرمان تحت حمایت دولت، همکاران غیرقانونی او را از بازنشستگی بیرون میکشد و به معمایی میکشد که زندگی شخصی آنها و خود دنیا را تهدید میکند.