جک اسپارو برای بازیابی قلب دیوی جونز برای جلوگیری از بردگی روح او به خدمت جونز تلاش می کند، زیرا دوستان و دشمنان دیگر نیز به دنبال قلب برای برنامه خود هستند.
یک کودک بیگانه از دنیای در حال مرگ خود تخلیه می شود و به زمین فرستاده می شود تا در میان انسان ها زندگی کند. صلح او زمانی که سایر بازماندگان سیاره زادگاهش به زمین حمله می کنند به خطر می افتد.
در سال 1938، پس از ناپدید شدن پدرش در حالی که به دنبال جام مقدس بود، ایندیانا جونز دوباره خود را در برابر نازیها مییابد تا آنها را از دستیابی به قدرت آن بازدارد.
ثور که در سیاره ساکار زندانی شده است، باید با زمان مسابقه دهد تا به آسگارد بازگردد و راگناروک، نابودی جهانش را به دست تبهکار قدرتمند و بی رحم هلا، متوقف کند.