یک کارشناس سخت کوش پزشکی قانونی و دستیارش که در سردخانه کار می کنند، ناگهان با مزاحمان نقابدار مواجه می شوند که خواستار دسترسی به جسدی هستند که در یک جنایت اخیر دست داشته است.
پس از خراب شدن ماشین آنها در یک شهر کوچک وهم آور، یک زوج جوان مجبور می شوند شب را در یک کابین دورافتاده بگذرانند. وحشت ایجاد می شود زیرا آنها توسط سه غریبه نقابدار وحشت زده می شوند که بدون رحم و به ظاهر بی انگیزه ضربه می زنند.
مایا که در یک شهر کوچک و بدون هیچ راهی گیر افتاده است، باید یک بار دیگر با یک شب ترسناک با حسن نیت سه قاتل مرگبار روبرو شود که باید به داد و بیدادشان پایان دهد.