استن که بیست سال وفادارانه در پست خود در جنگ جهانی اول باقی مانده بود، سرانجام به خانه میآید، جایی که بهترین دوستش، اولی، او را میپذیرد، و به این ترتیب به او اجازه میدهد تا بسیاری از راحتیهای دنیای مدرن را کشف کند.
لورل و هاردی، فروشندههای تله موش که نمیتوانند در سوئیس تجارت کنند و پولی برای صرف ناهار ندارند، در نهایت در هتلی کار میکنند که آهنگسازی که از همسرش فرار کرده، در آنجا پناه گرفته است.