میتیا پریوالوف 12 ساله آرزوی تبدیل شدن به یک هنرمند کمیک ابرقهرمانی را دارد. اما والدین مهندس رباتیک او می خواهند که او راه آنها را دنبال کند. میتیا هرگز تصور نمی کرد که او حمایت و درک را در قیامت پیدا کند...
اوگنی اونگین به سبک بزرگ زندگی می کند: توپ ها، پذیرایی ها، اولین نمایش های تئاتر و سایر سرگرمی هایی که پایتخت می تواند به یک مرد جوان ارائه دهد. اما زندگی اجتماعی مدتهاست که او را خسته کرده است، بنابراین او خبر بیماری عمویش را زنده می داند ...