در جاده، زاتویچی با یک زن باردار در حال مرگ ملاقات می کند و لحظاتی قبل از گذشتن کودک را به دنیا می آورد. او مجبور می شود تا نزدیکی را پیدا کند که متوجه می شود مشکلات خاص خود را دارد.
زاتویچی، در حالی که با گروه معمولی گانگسترها مبارزه می کند، با شاگرد شمشیربازی که تیغه او را ساخته است، ملاقات می کند که خبرهای بدی درباره شمشیر مخابره می کند.