در آغاز قرن در یک روستای معدن ولز، مورگان ها، او سختگیرانه، او مهربان است، پسران معدن زغال سنگ را بزرگ می کند و امیدوار است که کوچکترین آنها زندگی بهتری پیدا کند.
یک افسر سواره نظام که در ریو گرانده مستقر شده است با آپاچی های مهاجم قاتل، پسری که سربازی ریسک پذیر است و همسرش که سال ها از او جدا شده است، مواجه می شود.
یک بوکسور بازنشسته آمریکایی در دهه 1920 ایرلند به دهکده محل تولدش باز می گردد، جایی که عاشق یک مو قرمز با روحیه می شود که برادرش نسبت به اتحادیه آنها تحقیر می کند.