دو بازاریاب یک اسپانسری جسورانه جدید از کاندوم جام جهانی ارائه می کنند. پس از یک رسوایی مشروب الکلی، آنها برای زنده ماندن باید از هرج و مرج پیشی بگیرند.
اکنون که روزهای قاتل دن پشت سر او است، تنها چیزی که او برای کریسمس میخواهد این است که وقت باکیفیتی با بچههایش داشته باشد. اما وقتی میفهمد دخترش برنامههای خودش را دارد، یک سفر خانوادگی به لندن رزرو میکند و همه آنها را در تیررس یک سازمان ملل قرار میدهد...
وقتی نیکول با دیوید خوش تیپ، جذاب و مهربان آشنا شد، او همه چیز بود. عالی به نظر می رسید، اما به زودی می بیند که دیوید جنبه تاریک تری دارد. و ستایش او به وسواس، رویای آنها به کابوس و عشق او به ترس تبدیل می شود.