دو داستان به قیمت یک: لنی در یک فروشگاه ویدیو کار می کند و سعی می کند با لیا پیشخدمت آشنا شود. لئو همسر باردار خود، لوئیز را کتک میزند، که ایده بسیار بدی است، زیرا برادرش، لوئیس، یک نژادپرست خشن است.
هارالد که تازه از یک زندان دانمارک بیرون آمده است، باند قدیمی خود را در اطراف به سر می برد تا به ملاقات پدر خوانده اش که در بیمارستان بستری شده بود، می رود که می خواهد قبل از مرگ پسرش را ببیند. پسر در زندان سوئد است. سپس یک موضوع پول وجود دارد - سرقت از یک بانک.