یک نابغه جوان فناوری به طور تصادفی با سگ خود پیوند ذهنی ایجاد می کند. آنها با هم، چالش های زندگی در خانه و مدرسه را از طریق دیدگاه های متفاوت خود به صورت طنزآمیز حل می کنند.
دو خواهر و برادر هنگام بازدید از قبر پدرشان در حومه شهر مورد حمله یک زامبی قرار می گیرند. باربارا به یک خانه مزرعه فرار می کند. وقتی زامبی های بیشتری به بیرون می رسند، مردی کمک می کند تا خانه را سد کند.