در فورت آپاچی، یک کاپیتان جنگی شرافتمند و کهنه کار زمانی که رژیمش تحت فرمان یک سرهنگ گرسنه جوان و شکوهمند و بدون احترام به قبیله محلی سرخپوستان قرار می گیرد، درگیری پیدا می کند.
در روزهای رو به پایان جنگ جهانی دوم، افسر محموله یک کشتی تدارکاتی نیروی دریایی از نقش آن دور از عملیات در مناطق پسآب اقیانوس آرام ایراد میگیرد، ناامیدی او زمانی افزایش مییابد که کاپیتان آن خدمه را به دلیل ناراحتیهای کوچک انکار میکند...
در دهه 1850 لوئیزیانا، یک دختر خوشقلب جنوبی با روحیه آزاد، نامزد خود را به دلیل غرور و غرور سرسختش از دست میدهد و عهد میکند که او را دوباره به دست آورد.
هیئت منصفه در یک محاکمه قتل در شهر نیویورک توسط یک عضو مجرد که احتیاط شکاکانه آنها را مجبور می کند تا قبل از تصمیم گیری عجولانه شواهد را با دقت بیشتری بررسی کنند، ناامید می شوند.