ویکتور مارسول، شکارچی سفیدپوست، در یک سافاری کنیایی، مثلث عشقی با الویز کلی، اجتماعی اغواکننده آمریکایی و لیندا همسر خیانتکار دونالد نوردلی، انسان شناس دارد.
یک مارشال شهر، علیرغم اختلافات عروس تازه ازدواج کرده اش و اهالی شهر اطرافش، باید به تنهایی در "ظهر بالا" با گروهی از قاتلان مرگبار روبرو شود که رهبر باند، یاغی که سال ها پیش او را "فرستاده" کرده بود، در ظهر وارد می شود...